قرص ضد كينه

از جمله مواردي كه باعث خودخوري و به هم ريختگي رواني مي شود كينه و دشمني داشتن همنوعان نسبت به همديگر است.در خيابان  يا بيابان با ديدن كسي كه نسبت به او كينه داريد وضع ظاهري شما در هم مي ريزد.در درون نيز تعادل هورموني دچار تحول مي شود و تا مدتي شما انسان طبيعي نخواهيد بود.مي دانيد راه درمان چيست؟به آيه ي 34 سوره ي فصلت توجه كنيد: 

(وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ)

"هرگز نيكي و بدي در جهان يكسان نيست ،(اي رسول تو و امتت در امور شخصي) هميشه بدي خلق را به بهترين عمل(كه نيكي است) پاداش ده ، تا همان كس كه گويي با تو بر سر دشمني است ، دوست و خويش تو گردد."

"Virtue and evil are not equal. If you replace evil habits by virtuous ones, you will certainly find that your enemies will become your intimate friends"

نكته:

اين آيه سفارش مى‏كند كه بدى‏ها را با خوبى پاسخ بده و اهل انتقام نباش ، همان گونه كه در دعاى مكارم الاخلاق، امام زين العابدين عليه السلام از خداوند مى‏خواهد كه به او توفيق دهد كه در برابر غيبت مردم از او ، نيكى مردم را بگويد و از بدى آنان بگذرد و هر كس با او قطع رابطه كرد با او معاشرت كند.

پيام ها:

1) فكر نكنيد مرور زمان مسائل را كهنه مى‏كند و همه چيز فراموش مى‏شود. (برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مى‏ماند. «لا تستوى الحسنة و لا السيّئة»

2) در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست، تهاجم اخلاقى لازم است «ادفع بالتى هى احسن» (دفع بدى‏هاى دشمن با روش نيكو كافى نيست، بلكه به نيكوترين روش‏ها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است).

از محبت خارها گل مى‏شود                   از محبت سركه‏ها مُل مى‏شود

3) كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند، بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محبت تبديل نمايد. «ادفع بالتى هى احسن» (روز فتح مكه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پيامبر اكرم(ص) فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز رحمت و مرحمت است).  

4) توجه به نتيجه‏ى كار، انگيزه‏ى انسان را بالا مى‏برد. (اگر بدانيم كه نتيجه‏ى برخورد خوب، تبديل دشمن به دوست است، انگيزه‏ى اين كار در ما زياد مى‏شود. «ادفع بالتى هى احسن -... كانّه ولىّ حميم»

5) در رفتارهاى شايسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حيا و شرمندگى در او به وجود مى‏آيد و او را به رفتار دوستانه وادار مى‏كند. «كانّه ولىّ حميم»

البته آنچه در بالا ذكر شد مربوط به كينه ها ، مخالفت ها و دشمني ها در امور شخصي است وگرنه در امور حكومتي و دشمني گروه ها و امثال آن ها حكم  چيز ديگري است كه قصد بحث آن ها نبود.

اهميت تربيت خانواده در قرآن و حديث

خداوند متعال در سوره فرقان يكي از ويژگي هاي بندگان راستين را توجه خاص به تربيت فرزند و خانواده خويش مي داند تا آن جا كه آنها براي خود در برابر آنها احساس مسئوليت فوق العاده اي مي كنند چنان كه مي فرمايد: «آنها پيوسته از درگاه خدا مي خواهند و مي گويند پروردگارا از همسران و فرزندان ما كساني قرار ده كه مايه روشني چشم ما گردد»

مسلما چنين افرادي آنچه در توان دارند در تربيت فرزندان و همسران و آشنايي آنها به اصول و فروع اسلام و راه هاي حق و عدالت، فروگذار نمي كنند و در آنجا كه دستشان نمي رسد دست به دامن لطف پروردگار مي زنند و دعا مي كنند.

همچنين در آيه شش سوره التحريم خيرخواهي براي اعضاي خانواده و تربيت ديني آنان را تكليفي بايسته برعهده مومنان دانسته، روي سخن را به همه مومنان كرده و دستوراتي درباره تعليم و تربيت همسر و فرزندان و خانواده به آنها مي دهد و مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها هستند نگاهداريد.»

نگهداري خويشتن به ترك معاصي و عدم تسليم در برابر شهوات سركش است، و نگهداري خانواده به تعليم و تربيت و امر به معروف و نهي از منكر و فراهم ساختن محيطي پاك و خالي از هرگونه آلودگي، در فضاي خانه و خانواده است.

ادامه نوشته

ترس مثبت و فوايد آن

امروز در مدرسه يكي از همكاران بحث ترس و افراد ترسو و ... را پيش كشيد و اين مسئله را مورد مذمت قرار داد .با خود به فكر فرو رفتم كه ترس در همه ي موارد نبايد چيز بدي باشد چرا كه مثلاً من معلم كه از خيلي موارد ترس دارم چنين است حال و روزم واي به موقعي كه ترسي نداشته باشم!!!آنچه در ذيل مي بينيد جستجويي اينترنتي در اين زمينه است:

خشیت نه تنها مشکل روانی نیست، بلکه مورد توصیه آیات و روایات می‏باشد . ترس مختص به قشر خاص یا سن خاصی نیست و کم و بیش افراد جامعه با آن دست‏به گریبان هستند و از آن رنج می‏برند .

مراحل ترس

ترس در وجود انسان مراحلی دارد . افراد در سنین مختلف به یک میزان و از موارد خاصی نمی‏ترسند . کودک تا سن سه سالگی، از مسائل خاصی می‏ترسد که شامل، ترس از تنهایی، جدایی از پدر و مادر، گریه دیگران، سر و صدا و ... می‏باشد . از سن چهار تا هفت‏سالگی، کودک معمولا از حیوان، آب، خون، فضای بسته، دکتر و ... می‏ترسد . از سن هفت‏سالگی تا نوجوانی، کودک از محیط مدرسه، دوست و همکلاسی و معلم و ... وحشت دارد و این ترس به خاطر جدایی کودک از محیط خانوادگی است . در نوجوانی، ترس‏ها فرق می‏کند . نوجوان‏ها معمولا از آبرو می‏ترسند و وحشت دارند که آبرویشان برود و شخصیتشان خرد شود . آن‏ها از انتقاد وحشت دارند و لذا از امتحان می‏ترسند و گاه در جلسه امتحان حالشان به هم می‏خورد; زیرا می‏ترسند نمره بد بیاورند، همچنین از حسابرسی می‏ترسند و وحشت دارند .

از نصیحت کردن دیگران دوری می‏کنند; زیرا می‏ترسند از آن‏ها انتقاد شود و یا برخوردی از طرف ناصح صورت بگیرد که آبروی آن‏ها را برده و شخصیت آن‏ها را زیر سؤال ببرد .

بسیاری از نوجوان‏ها از مرگ می‏ترسند، از حسابرسی قیامت وحشت دارند و از حوادث می‏ترسند . در جوانی و بزرگسالی، ترس از مسائل دیگری است . بسیاری از افراد در این سنین، از امراض می‏ترسند، مخصوصا آن‏ها که از نظر روحی ضعف داشته باشند . و نیز از مشکلات می‏ترسند، از شکست‏ها وحشت دارند، از کارهایی که احتمال شکست در آن باشد، روی گردان هستند . در سنین بالاتر ترس از مرگ، از آینده و فرجام در دنیا بسیاری از افراد را رنج می‏دهد، پس ترس در سنین مختلف مراحلی دارد .

ترس مثبت

ادامه نوشته

انسان هاي قبل از آدم از ديدگاه قرآن و روايات

در خصوص خلقت آدم دیدگاه های گوناگونی مطرح شده است که برخی عبارتند از:

1) پیش از حضرت آدم، هیچ موجودی از آدم یا شبیه آدم وجود نداشته و حضرت آدم یک دفعه و به طور مستقل خلق شده است.

2)پیش از حضرت آدم، موجوداتی شبیه آدم و جن بوده اند و سپس یا از بین رفته اند و یا هنوز هم وجود دارند.

3)پیش از حضرت آدم، انسان‏هایی وجود داشته، ولی تکامل نایافته بودند و به هر دلیل از میان رفته و منقرض شده‏اند و آن گاه حضرت آدم بدون ارتباط با آدم‏های گذشته، به طور کامل مستقل آفریده شد.

4)پیش از حضرت آدم، انسان‏هایی وجود داشته‏اند و تکامل نایافته بودند؛ اما از میان نرفتند؛ بلکه در بستر تکامل خود به مرحله انسانیت رسیده، حضرت آدم علیه‏السلام نخستین انسان و نخستین پیامبر از نسل همه آدم‏ها بوده و یک باره خلق نشده است.

از مجموع آیات قرآنی این نکته به دست می آید که سرسلسله افراد انسانی، موجودی به نام حضرت آدم علیه‏السلام بوده است و افراد نسل او بر اثر نطفه هایی که در رحم مادرانشان انعقاد پیدا می کنند، ایجاد می شوند؛ اما این که خود آدم چگونه پیدا شده، از جمع آیات به این نتیجه می رسیم که حضرت آدم علیه‏السلام بدون پدر و مادر، از عناصر خاکی و روحی الهی ایجاد شده است.

ادامه نوشته

شگفتي هاي خفاش در نهج البلاغه

پاك و منزه است خدايي كه شب را براي خفاشان چونان روز روشن و مايه ي به دست آوردن روزي قرار داد و روز را چونان شب تار مايه ي آرامش و استراحت آن ها انتخاب فرمود و بال هايي از گوشت براي پرواز آن ها آفريد تا به هنگام نياز به پرواز از آن استفاده كنند،اين بال ها چون لاله هاي گوشند.

بي پر و رگ هاي اصلي ، اما جاي رگ ها و نشانه هاي آن را به خوبي مشاهده خواهي كرد.براي شب پره ها دو بال قرار داد نه آن قدر نازك كه در هم بشكند و نه چندان محكم كه سنگيني كند.پرواز مي كنند در حالي كه فرزندانشان به آن ها چسبيده و به مادر پناه برده اند ، اگر فرود آيند با مادر فرود مي آيند و اگر بالا روند با مادر اوج مي گيرند.

* خفاش در پروازها و شكار كردن ها از چشم خود استفاده نمي كند بلكه به وسيله ي فرستادن امواج و دريافت آن ، موانع را تشخيص مي دهد ، درست مانند يك دستگاه رادار عمل مي كند كه امواج "ماوراء صوت" را به وسيله ي يك فرستنده ي قوي به فضا مي فرستد. امواج همه جا پيش مي روند ، وقتي به مانعي برمي خورند ، منعكس مي گردند ، به اين ترتيب وجود هواپيماي دشمن را تشخيص مي دهند.خفاش در حال پرواز 30 الي60 بار امواج ماوراء صوت از خود بيرون فرستاده كه پس از بازگشت امواج ، راه ها ، موانع و غذا را به خوبي تشخيص مي دهد.

منبع:ترجمه ي نهج البلاغه(بخشي از خطبه ي 155)

خنده داروي مجاني

خنده، به‌دلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحت‌تأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز می‌باشد.
● خندیدن، ضامن سلامتی و طول عمر

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که خندیدن، راهی برای جلوگیری از ابتلاء به بسیاری از بیماری‌ها است.

خنده، فشارهای زندگی روزمره را کاهش می‌دهد و باعث بالا رفتن کیفیت عملکرد در محیط کار می‌شود.

خنده، بهترین دارو برای استرس بوده، باعث کاهش هورمون‌های استرس در بدن شده و عکس‌العمل بدن را به هنگام وقوع فشارهای عصبی تغییر می‌دهد.

● به طور کلی، ما نیاز داریم بیشتر بخندیم

خندیدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشیده و موجب دریافت سطح بالاتری از اکسیژن می‌شود.

خنده، به‌دلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحت‌تأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز می‌باشد.
براساس پژوهش‌های انجام شده، خندیدن در طول روز موجب پیری دیررس می‌شود. بنابراین، دیدن فیلم‌ها یا خواندن کتاب‌های کمدی و یا هر وسیله‌ای که سبب خندیدن شما در طول روز می‌شود، امری بسیار مفید بر حفظ سلامتی می‌باشد.

هم‌اکنون بیمارستانی ایجاد شده که بیمارهائی با دوره درمان طولانی و سخت، در آنجا بستری هستند و بدون مصرف هیچ‌گونه دارو، فقط در محیط شاد قرار می‌گیرند تا با افزایش خنده، بر بیماری خود غلبه کنند.

● انواع لبخند

▪ لبخند مؤدبانه

این لبخند، به‌طور معمول، هنگام احوالپرسی سریع و یا تصدیق مؤدبانه ي چیزی به‌کار می‌رود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمی‌شود و فقط گوشه‌های لب به سمت بالا حرکت می‌کنند.

▪ لبخند حقیقی

این لبخند هنگامی دیده می‌شود که تغییرهائی در رفتار ایجاد شود که نشان دهنده ي خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده می‌شود؛ زیرا از شادی واقعی به‌وجود می‌آید.

▪ لبخند هیجان‌زده

این لبخند شامل دو حس است هیجان و شادی ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامت‌هائی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده می‌کنیم.

● خنده‌درمانی در خدمت مدیتیشن (تفکر تمرکز) و ریلکسیشن (آرامش)

▪ کاتایوکا= تکنیک خنده ي بدون دلیل

”خنده‌درمانی“ یکی از بهترین روش‌ها مطلوب ضداضطراب در زندگی استرس‌زای امروزی است. این روش، قابل مقایسه با انواع دیگر راه‌های ایجاد آرامش و یا روش داروئی است. در درمان داروئی، شما نیاز دارید به‌صورت فیزیکی، افکار خود را با دنیای فیزیکی اطراف قطع کنید: در صورتی که با خندیدن، شما نمی‌توانید به چیز دیگری فکر کنید یعنی شما یا فکر می‌کنید یا می‌خندید: هر دو با هم انجام نمی‌شوند.

ادامه نوشته

آهاي خوش تيپ

خدا وكيلي زمونه عوض شده ، نشده؟قيافه ها رو نگاه كن ! لباس پوشيدن ها! حتي راه رفتن ها!حرف زدن ها! واي خداي من،سرم داره عينهو قطار سوت مي كشه! دختره هنوز پانزده سالش نشده كه شلوار كوتاه پاش كرده و معلوم نيست چه كوفت و زهرماري ماليده به صورتش و اومده توي خيابون ...

وقتي يه دختر شعاع كله اش بيست سانتي متره ، چطور مي تونه با يه روسري سي سانتي كه روز به روز بر اثر باران هاي موسمي ، بيشتر آب مي ره سرش رو بپوشونه ، هنرپيشه ی هاليوودش واسه بازي يه فيلم در نقش دراكولا اين همه خودش رو گريم نمي كنه كه اين ها ماليدن به خودشون، خدا مي دونه اگر اين جناب آقاي حافظ ، الان زنده بودو يك تُك پا ، پا مي شد و مي اومد،خيابون وليعصر را بالا و پايين مي كرد و آدم ها رو مي ديد، چند هزار تا غزل ،قصيده ،رباعي ، مثنوي ، شاهنامه درباره ( در زلف چون كمند ) اين خانم ها مي نوشت. شلوارها هم داره روز به روز مي ره بالاتر.هيچ كسي هم عين خيالش نيست...

اگر عينك آفتابي خلق شده واسه چشم ، ديگه چرا مي زاريش روي كله ات! كجاش قشنگه؟ مگه مخت ضعيف شده كه براش عينك گذاشتي؟ جديداْ عينك هاشون رو مي زارن زير چونه ، وقتي مي پرسم چرا؟ مي گه( كلاس داره) كلاس بخوره توسرت ، خاك برسرم اگر كلاس و شخصيت من با عينك زير چونه ام باشه...<<<

ضعف فرهنگي  و ريشه هاي آن

با عرض پوزش از افراد با فرهنگ مان كه مسلماً در اكثريت هستند:

با موتور در خيابان پر تردد تك چرخ مي روم!

با سرعت آنچناني در داخل شهر اتومبيل راني كرده و از هيچ تخلفي فروگذار نيستم!

نظم پذير نيستم!

قانون گريز هستم!

در نظافت محيط زيست نمره ام صفر است!

در مصرف آب ، برق و گاز صرفه جو نيستم!

بيش ترين استفاده از موبايلم ،ارسال پيامك هاي آنچناني و خواندن پيامك هاي وارده است!

از اينترنت براي چت و خواندن مطالب مستهجن و تصاوير آنچناني استفاده مي كنم!

با هر كس عقيده اي بر خلافم دارد در ستيزم!

دير به محل كار رفته و زود خارج مي شوم!

ووو....

ما از فرهنگي غني تر از هر مليتي برخوردار بوده ايم ،اما امروزه در برخي موارد ، فرهنگي ضعيف داريم كه به عنوان نقطه ي سياهي در صفحه ي سفيد فرهنگ غني ما ، جلوه مي كند.لذا نوشتار ذيل تنها و تنها جهت پاك كردن اين نقطه ي سياه و خشكاندن ريشه هاي اين موارد ضعف فرهنگي است تا غناي فرهنگي ما در همه ي زمينه ها همان طور كه در گذشته زبانزد خاص و عام بوده در حال و آينده نيز زبانزد و الگو باشد.

در ضعف فرهنگی کنونی ما عوامل گوناگونی دخالت دارد. یکی از مهم ترین این عامل ها این است که رشد و تکامل اجتماعی ما سیر طبیعی و منطقی خود را نپیموده است.ما که تا سده دوازده میلادی ، دارای فرهنگی غنی و تمدنی ریشه دارتر از تمدن آن زمان در جهان بودیم، پس از انحطاط فرهنگی در سده های دوازده تا نوزده میلادی ( از حمله مغول تا انقلاب مشروطیت) نتوانستیم به رنسانس خویش و دوران نوزایی و تجدید حیات فرهنگی دست یابیم و جامعه مدرن مان را به صورت طبیعی از بطن جامعه کهن متولد کنیم. 

جوامع فرهنگي بايد همراه هر دستاورد جدید ، فرهنگ آن را نیز به وجود آورند ، و در برخی موارد آفرینش فرهنگ بايد مقدم بر ساخت آن دستاورد باشد.

اگر نظام قانونی تاسیس مي كنند، اگر بانک و اقتصاد مدرن ایجاد مي كنند ، اگر زندگی آپارتمان نشینی را به وجود مي آورند ، اگر اتومبیل و رانندگی خودرو ها را ابداع مي كنند، همراه آن فرهنگش را هم بايد به وجود آورند و در زمینه زندگی و نظم اجتماعی بنیان های قوی فرهنگی خلق کرد و جامعه ای بر اساس قانون و احترام به حقوق قانونی مردم بنا گذاشت.

ما یکباره  چشم باز کردیم و خودمان را در برابر پیش رفت ها و ترقی هاي عظيم دیدیم و در حالی که اصلاً آمادگی اجتماعی برای پذیرش و جذب این دستاوردهای عظیم اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، علمی و رفتاری را نداشتیم، در معرض هجوم این همه مظاهر فرهنگ و تمدن قرار گرفتیم و مجبور به وارد کردن و تسلیم شدن در برابر آن ها شدیم، بدون این که پایه های مناسب جذب و هضم آن ها را در خود ایجاد کرده باشیم.

نتیجه این هجوم روساخت ها و روبناهای فرهنگی، بدون پایه گذاری زیر بناها و زیر ساخت های ضروری و مناسبش این شده است که سیستم نوین قضایی و اداری و قانونی را وارد کردیم، بدون این که فرهنگ آن را ایجاد کرده یا به دست آورده باشیم. زندگی آپارتمان نشینی را تقلید كردیم ، بدون این که فرهنگش را ایجاد کرده باشیم، اتومبیل را وارد کردیم، بدون این که فرهنگ رانندگی را پایه بریزیم ، حکومت قانونی و مدنیت را تقلید کردیم، بدون این که روح نظم پذیری و  اخلاق اطاعت از قانون را به وجود آورده باشیم، سیستم پولی نوین و سیستم بانکی را وارد کردیم، بدون این که آمادگی و فرهنگ کاربرد آن را داشته باشیم. دانشگاه ساختیم، بدون این که فرهنگ دانشجویی و دانش پژوهی را به وجود آوریم. صاحب آب و برق و گاز و تلفن و موبایل شدیم، بدون این که فرهنگ مصرف آن را بلد شده باشیم و...

این وارد کردن و تقلید کردن روساخت های فرهنگی بدون ساختن زیر ساخت های مناسب و زیر بناهای ضروری، یکی از دلایل اصلی ضعف فرهنگی امروزی ما و همه جامعه های مشابه ماست.

آرایش چهره و مويمان مطابق آخرین مدهای جهان است، اتوموبیلمان و وسایل دیگر زندگی ما مطابق آخرین مدها است ، از تمام وسایل مصرفی روز دنیا استفاده می کنيم ، از موبایل و ماهواره و اینترنت  استفاده می کنيم، چت می کنيم و ایمیل می فرستيم، و خلاصه کلام، ظاهرمان کاملاً مدرن ولي باطنمان؟؟؟ 

اميد كه با عزمي راسخ ريشه هاي ضعف فرهنگي در خود و جامعه را بخشكانيم و از غناي فرهنگي در همه ي زمينه ها برخوردار گرديم.

وای بر من

- در كلاس درس به برادر زاده ام توجه بيش تري دارم!

- وقتي مراجعه كننده ام پدر دانش آموزي است كه با او دوست بوده ام برخوردي آنچناني با او دارم نسبت به پدر دانش آْموزي كه با او آشنا نيستم!

- وقتي پسرم در دبيرستان نمونه قبول نشد ، سعي بر اين دارم كه او را به جاي يك نفر سهميه ي روستا جا بزنند!

- آب فاضلاب خانه ام را روانه ي كوچه مي كنم!

- هر آشغالي را در هرجا كه دوست داشتم مي ريزم!

- به در خانه ام كه مي رسم با بوق هاي آزار رسان براي رهگذران ، اهل خانه را خبر مي كنم كه در را بگشايند!

- به نياز و كمك هم نوعم توجهي نمي كنم!

- در تجملات زندگي دوست دارم حرف اول را بزنم و گوي سبقت را بربايم!

- به هر قيمتي شده مي خواهم با پارتي بازي فرزندم سربازي اش را در ديوار به ديوار خانه ام خدمت كند ولي فلان بچه يتيم در محلي محروم و دور افتاده!

- مي خواهم به جاي استخدامي پسر همسايه ، پسر مرا عليرغم نداشتن توانايي علمي و ساير شرايط برگزينند!

- مي خواهم در صفوف مختلف شير ، نان ، بانك و ... از ديگران سبقت گرفته و زودتر كارم راه بيفتد!

- از سرو ته ساعات كاري ام مي زنم!

- در فروش ماشين و املاكم سعي در كلاه گذاشتن سر خريدار با تعريف غير واقع از آن دارم!

- در رانندگي ام حقوق ديگران را رعايت نمي كنم!

- مي خواهم وقتي پسرم زنش را به خانه ي بخت مي برد با جمع كردن سيل ماشين ها و بوق هاي آنچناني زمين كه نه بلكه آسمان ها را خبردار كنم!

- در كلاس درسم همه ي مطالب را واضح گويي نمي كنم ، تا تدريس خصوصي ام بازار داغي داشته باشد!

- وقتي براي پيك نيك به فلان روستاي ييلاقي مي روم به املاك و باغات مردم لطمه مي زنم تا لحظاتي شاد باشم!

- فكر مي كنم هر چه ماشين مدل بالاتر و منزل بهتري داشته باشم شخصيتم ترقي مي كند!

- مي خواهم وقتي از حج برگشتم در و ديوار منزلم پر از پرده نويسي هاي رنگارنگ باشد!

- وقتي پدرم فوت كرد تعداد پارچه هاي ابراز همدردي و پلاكاردها را مي شمردم تا از بقيه كم نياورم!

- وقتي خبردار می شوم كه مي خواهد فلان جنس گران شود آن را مخفي مي كنم تا در موقع گران شدنش عرضه نمايم!

...

واي بر من و مسلماني من!!!!!!!!!!!!!!

به جنبه هاي مثبت و انچه داريم بينديشيم

گاهى اندوه و غصه چنان زندگى را بر انسان سياه و راه هاى چاره را مسدود مي كند كه مى پنداردبدبخت ترين موجودهاست . آنچنان بيچاره و پست است كه شايستگى ادامه زندگى را ندارد. براى اين كه نگرانى ما به اين حد نرسد مى توانيم آن را از فكر خويش بيرون كنيم . عوض آن كه به جنبه هاى منفى بپردازيم وخود را ناراحت كنيم مى توانيم به آنچه داريم ويا به جنبه هاى مثبت زندگى بينديشيم . مثلا در عوض آن كه بگوييد مى ترسم اگر يك بار ديگر سرما بخورم ، اگر يك بار ديگر مريض بشوم با اين ضعف فعلى تمام قوا را از دست مى دهم ، اگر مردود شوم ، چه خواهد شد...اگر...اگر.. بهتر است فكر كنيد و بگوييد بايد خود را حفظ كنم تا سرما نخورم ، با ورزش ‍ و مراعات بهداشت خود را تقويت كنم تا بيمار نشوم ، آنقدر درس مى خوانم تا مردود نشوم ....راستى هيچ فكر كرده ايد كه همين سلامتى جسمى كه داريد چقدر ارزشمند است ؟ امام صادق عليه السلام فرمود: خداى بزرگ مى فرمايد: بنده با ايمان خود را در هيچ حالى قرار نمى دهم مگر آن كه همان را براى او مفيد و خير قرار داده باشم ، پس بايد به قضا و آنچه من داده ام راضى باشد....