گاهى اندوه و غصه چنان زندگى را بر انسان سياه و راه هاى چاره را مسدود مي كند كه مى پنداردبدبخت ترين موجودهاست . آنچنان بيچاره و پست است كه شايستگى ادامه زندگى را ندارد. براى اين كه نگرانى ما به اين حد نرسد مى توانيم آن را از فكر خويش بيرون كنيم . عوض آن كه به جنبه هاى منفى بپردازيم وخود را ناراحت كنيم مى توانيم به آنچه داريم ويا به جنبه هاى مثبت زندگى بينديشيم . مثلا در عوض آن كه بگوييد مى ترسم اگر يك بار ديگر سرما بخورم ، اگر يك بار ديگر مريض بشوم با اين ضعف فعلى تمام قوا را از دست مى دهم ، اگر مردود شوم ، چه خواهد شد...اگر...اگر.. بهتر است فكر كنيد و بگوييد بايد خود را حفظ كنم تا سرما نخورم ، با ورزش ‍ و مراعات بهداشت خود را تقويت كنم تا بيمار نشوم ، آنقدر درس مى خوانم تا مردود نشوم ....راستى هيچ فكر كرده ايد كه همين سلامتى جسمى كه داريد چقدر ارزشمند است ؟ امام صادق عليه السلام فرمود: خداى بزرگ مى فرمايد: بنده با ايمان خود را در هيچ حالى قرار نمى دهم مگر آن كه همان را براى او مفيد و خير قرار داده باشم ، پس بايد به قضا و آنچه من داده ام راضى باشد....